نوامبر 4, 2008 at 6:23 ق.ظ (سنت پتر)

ديروز
يك تبسم بزرگ بودم
خيلي بزرگ!

پیوند پایدار یک نظر بنویسید

نوامبر 2, 2008 at 7:43 ق.ظ (زندگی)

 درآرامش كامل هستم!

 از آموخته‌هاي جديدم است.

در كنار تمرين آرام بودن ( هرچند كم‌كم جزيي از وجودم شده) چيزهاي جديد ديگه‌اي را هم ممارست مي‌كنم

موقع روشن كردن سيگار و كشيدنش سرم رو بالا بگيرم ،كمي بالاتر از هنگامي كه راه مي‌روم.

و ناخرسند نباشم( از هيچ چيز) و

…………….

و من تا چه اندازه شاگرد مستعد و راحت النتقالي هستم به همان اندازه  فراموش كار و سر به هوا

و اگر استاد مي‌دانست  چه ميزان شيفته سر به هوايي و يادگرفتنم شايد كم‌تر مقاومت مي‌كرد در برابر چشمانم!

و من مي‌آموزم كه چطور دختر صبور و نسبتا مطيعي باشم

چه بسيار بايد بياموزم اين روز‌ها

آخر فردا، نه پس فردا نامزدي‌ام  سه ماهه مي‌شود.

پیوند پایدار یک نظر بنویسید

Salam

جولای 24, 2007 at 9:39 ق.ظ (بودن)

یک سلام

 

و دیگر هیچ …

 

 

شاید قسمت من از امروز

 

همین یک سلام باشد

پیوند پایدار ۱ دیدگاه

Capitan O My Cap…

جولای 21, 2007 at 7:05 ق.ظ (بودن)

ای ناخدا

 

بوسه بر بادبان ها بزن

 

 

بوسه بر بازوان موج هایی بزن

 

که برای در آغوش گرفتن آسمان

 

تو را همراهی می کردند

 

 

ای ناخدا

 

تا چشم کار می کند

 

برای ستاره ها اشک بریز

 

که ناز آسمان هنوز محتاج چشمک ستارگان است

 

 

تو مغرور همیشگی دریاها

 

اسبانت را زین کن

 

که سفیدترین ها انتظار نبرد تو را می کشند

 

 

با دوربینت همه دریاها را بگرد

 

شاید خدا هنوز زنده باشد…

پیوند پایدار یک نظر بنویسید

لبخندی به نام خدا

جولای 7, 2007 at 2:03 ب.ظ (سنت پتر)

خدا ما را حفظ کند !
من تو را به یاد دارم در میان تعفن زاده شدی
در میان خاک گرفته ها ، بالیدی و حال
…… خدا ما را نگاه دارد!
من تو را خوب میدانم تو همانی
در میان پاییزی بی باران خواهی مرد
و تن هزار پاره ات خاک خواهد شد برای رویش بهار
خدا ما را خوب میداند
!تو همانی که دیر رسیدی
و آنگاه که رسیدی دگر جایی برای تو نبود
خدا همین نزدیکیست !دورتر مرو که آنجا خالی تر از اینجاست.
اینجا هم سرد تر از هر جای دیگر
خدا ما را تا ابد تنها آفرید!
تولد عشق را درونت به روشنی دیدم
این تنها سعی آدمی است برای ابدی شدن
شروع اثبات و یاد آوری تنها بودنمان
از یک لبخند برایت شروع شد
خدا اینجاست نه آن بالا!
هنوز کمی به آخر مانده است
آرامتر آرامتر .

پیوند پایدار تا کنون 3 نظر داده شده

جولای 7, 2007 at 2:01 ب.ظ (بودن)

ساکت

روزه سکوتم

بی صدا مرا بخوان.

پیوند پایدار ۱ دیدگاه

Somwhere I belong

جولای 7, 2007 at 1:58 ب.ظ (سنت پتر)

کودکی بر لبه پرتگاه میدود.

falling.gif

کسی آن نزدیکی نیست.

کودک نمی‌ترسد .

پیوند پایدار ۱ دیدگاه

July

جولای 7, 2007 at 1:56 ب.ظ (بودن)

نیازی نیست که عاشقانه بسرایی تا صدایت را بشنوم !

از میان تزویرها ، از میان سیاهه ها هم نوا بر می‌خیزد

پیوند پایدار یک نظر بنویسید

worry about tears

جولای 7, 2007 at 1:51 ب.ظ (سنت پتر)

این روزهاهمه چیز در هم پیچیده است

و شاعرانه هایم گویی مرده اند .

فضای زیستنم لبخند است و بی اعتنایی.

ناباوریها درونم طغیان کرده اند.

آخر اینکه

روزهایم سرد و خوبند . تنها ، نگران انسانیتم هستم

پیوند پایدار یک نظر بنویسید

Freedom of The Lambs

جولای 7, 2007 at 1:48 ب.ظ (بدون مرز)

روزی نزدیک ، نچندان دور

خود را در آغوش تو رها خواهم کرد

هیچ گریزی نیست .

آغوشت گرم باشد یا سرد

کوچک یا بزرگ

من خود را در تو رها خواهم کرد .

پیوند پایدار یک نظر بنویسید

Next page »